نگاهی به فیلمی که سیمرغ گرفت

نگاهی به فیلمی که سیمرغ گرفت



به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، نکته ای که در موورد سرخ پوست می توان گفت این است که جدید بود اما تکراری؛ این نکته به این معناست که سرخ پوست تداعی بسیاری از ساخته های سینمای جهان بود (فرار از زندان، مسیر سبز و …) و از طرفی تجربه و ارائه ای جدید در سینمای ایران بود. بحث تکراری بودن آن البته از سوی کارگردانش تایید نشد و وی در همان روزهای جشنواره، مشابهت اثرش با صحنه های آثار هالیوودی را منکر شد. مساله ای که البته نمی توان صرف انکار کارگردان قید آن را زد و یکسره نادیده اش انگاشت.

جاویدی البته بعد از آن و در مصاحبه ای که از وی در همان ایام جشنواره پخش شد به این نکته اشاره کرد که سینما مانند فرش نیست که ما بتوانیم روی آن ادعا داشته باشیم و باید آن را به عنوان یک کالای وارداتی بپذیریم. تنها پس از این پذیرش است که می توان آثار بزرگ و خوب تولید کرد.

سرخ پوست ماجرایی است که در زمانی دور از زمان معاصر (سال 1346) و در مکانی که یک زندان رو به تعطیلی و تخریب است، روایت می شود. همه زندانی ها تخلیه شده اند و یکی گم شده است. داستان از همین جا شروع می شود. یعنی تقلای رئیس زندان برای پیدا کردن زندانی گم شده یا فرار کرده که می تواند حتی ارتقای شغلی او را ملغی کند. رئیس زندان با بازی نوید محمدزاده نقش اصلی داستان است؛ رئیسی که تمام کارنامه کاری اش موفقیت و حسن انجام کار است و حالا این زندانی گم شده می تواند تمام این کارنامه را به آتش بکشد.

سرخ‌پوست که محصول سال ۱۳۹۷ می‌باشد و نویسنده آن هم خود کارگردانش نیما جاویدی است؛ برای نخستین بار در سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و با نامزدی در ۵ رشته این جشنواره، توانست سیمرغ بلورین جایزه ویژه هیئت داوران را به خود اختصاص دهد.

 

**غایت سینما

به رغم زمان گذشته و مکان ثابت، فیلم اما در یک غوغا و تقلای دائمی است. تقلایی که مخاطب را همراه می کند، زمان را متوقف ساخته و به لطف جلوه های ویژه او را درگیر خودش ی سازد.

سرخ پوست به دلیل این همراه سازی و جذابیت تماشا، نظر مساعد بسیاری از بینندگانش را کسب کرده بود. «محرم براتی» منتقد فیلم در این باره و در گفت و گو با پژوهشگر ایرنا خاطرنشان شد: سرخ پوست یک فیلم در معنای تمام عیار آن است. مگر رسالت فیلم و سینما سرگرمی نیست؟ سرخ پوست به خوبی از پس این مهم برآمده است.

 

**جذاب و بدیع

«جمشید گرگین» منتقد و بازیگر پیشکسوت در باب فیلم سرخ پوست در گفت وگو با پژوهشگر ایرنا بیان داشت: من در زمان جشنواره فجر در بهمن ماه ایران نبودم و سرخ پوست را ندیده بودم اما درباره اش شنیده بودم و بسیار مشتاق بودم تا این فیلم را ببینم. موفق شدم تا آن را در اکران جشنواره جهانی فیلم فجر به تماشا بنشینم.

«نمی خواهم اغراق کنم ولی به نظرم وقتی این فیلم را می بینید، اگر فراموش کنید که در ایران و سالن سینمایی در تهران هستید، باور نمی کنید که یک فیلمساز ایرانی این فیلم را ساخته است».

وی افزود: خیلی لذت بردم. موسیقی، لوکیشن، فیلمبرداری و کارگردانی همگی خیلی خوب بودند و با این که فیلم حدود 100 دقیقه بود، اصلا زمان را احساس نمی کردید . فیلمی جذاب با یک فضای خاص و یک نفر و نصفی بازیگر که یک بازیگر مرد بود و یک بازیگر زن که تنها در برخی از لحظات حضور داشت. فیلم جلو می رفت و اگرچه این فیلم آنچنان قصه پرکششی هم نداشت، ولی مخاطب مجذوب می شد. من به عنوان یک مخاطب بسیار ابتدایی و عادی، بسیار مجذوب این فیلم شدم.

«سرخ پوست خیلی برایم جذاب است و آنقدر شگفته زده هستم که دوست دارم کارگردان این اثر آقای «جاویدی» را ببینم و در مورد این فیلم با او صحبت کنم، با افکارش آشنا شوم که در ذهنش چه می گذرد و از کجا به این موضوع رسیده است. چرا که قصه پردازی این فیلم بسیار بدیع است و شبیه آن نیست.

گرگین در پاسخ به این سوال که چرا این فیلم را بدیع می شمارد در حالی که بسیاری از فضاهای سرخ پوست یادآور ساخته های هالیوودی است، گفت: امیدوارم که شبیهش نباشد. شبیه این فیلم را به صورت جدا جدا و قطعه قطعه، مثلا صحنه زندان و حرکت دوربین و اینها را شاید قبلا دیده باشیم. همه می توانند از هم الهام بگیرند و هیچ اشکالی ندارد که یک فیلمساز ایرانی از یک فیلمساز خارجی الهام بگیرد؛ همچنان که بسیاری از نویسندگان، شاعران و نقاشان، منبع الهامی از آدمی دیگر و یا هنرمند برجسته ای داشته اند اما این که ما بیاییم و این عناصر را با هم ترکیب کنیم و با توجه به محدودیت ها نمایش بدهیم، کار دیگری است.

«البته در این فیلم من گمان نمی کنم محدودیتی برای فیلمساز بوده است، چون محدودیت در بسیاری از جاها هست و فیلمساز نمی تواند دقیقا آنچه را که می خواهد بیان کند (منظورم در کشور خودمان است). ولی در این فیلم من چنین حسی نداشتم و حس نکردم که کارگردان دست و بالش بسته بوده باشد».

این منتقد در انتها تصریح کرد: ولی اگر هم صحنه به صحنه فیلم را از جایی گرفته باشد، باز هم خیلی با استعداد است که می تواند از تجمیع و ترکیب این صحنه ها، چنین فیلمی را بسازد. یعنی از قصه ای که می شود در یک خط گفت (که یک زندان وجود دارد که قرار است تخریب شود و یک زندانی که خودش و دیگران معتقد به بی گناهی او هستند، فرار می کند و…) چنین اثری تولید می کند. شاید فیلم خیلی اوج و حضیضی نداشته باشد اما فیلمساز آنقدر باهوش است که می تواند با همین یک خط قصه، شما را به دنبال خودش بکشاند.

 

**جذاب اما داخلی

به دلیل جذابیت های بصری و تفاوت سرخ پوست با فیلم های متداول ایرانی عده ای را عقیده بر این بود که این فیلم می توانست به عنوان نماینده شایسته ایران در جشنواره فیلم کن حضور یافته و بدرخشد. اما نکته مغفول در اینجا این بود که این فیلم به دلیل همان مشابهاتش با ساخته های هالیوودی نمی تواند برای یک مخاطب غیرایرانی حرفی جدید یا جذابیتی خاص داشته باشد. در نتیجه نمی توان اهمیتی فراواقعی برای آن در نظر گرفت.

«آنتونیا شرکا» منتقد فیلم و استاد دانشگاه در تکمیل این مطلب در گفت و گو با پژوهشگر ایرنا بیان داشت: سرخپوست فیلم بسیار خوش ساختی است اما من فکر می کنم آن اندازه که من به عنوان یک مخاطب ایرانی جذب این فیلم شدم، شاید برای یک مخاطب خارجی آنقدر جذاب نباشد. چون مخاطبان خارجی (و به ویژه در مورد جشنواره ها) بیشتر جذب فیلم هایی می شوند که به نوعی بیان زندگی روزمره باشند و امروز ایران را نشان بدهند؛ یعنی فیلم هایی که به شکلی مثلا نوعی وجه اجتماعی و واقع گرایانه و بروزی از زندگی ایرانیان باشند تا فیلمی تاریخی. البته سرخ پوست فیلمی تاریخی نیست ولی به زمان دیگری تعلق دارد و خیلی نشانه های فرهنگی ایران در آن جاری نیست.

« فکر می کنم این فیلم، فیلمی نیست که مخاطب جشنواره ای یا حتی اکران عمومی را در خارج از کشور همراه خود کند».

پژوهشم**9480 **1552

 

منبع: ایرنا / پزشکی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *